|
هزار راز نگفته... موسیقی،شعر،دوستی،عاطفه،محبت،جوانی،ایثار،یار و در نهایت عشق |
كد لينك به ما :
ساعت و تاريخ
موضوعات
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين : نفر
من نیستم ( نظرات من )
سلام ، قابل توجه بازدیدکنندگان وبلاگ
من نیستم
باس برم یه هفته ماموریت
قربون همه تون که برام پیام گذاشتین
ستاره استریت داداش گلم ممنون که وبلاگمو با پیامات پربار کردی![]()
![]()
اسما جون ،خانم گل ،ممنون که سر زدی و با بهار هم آشنا شدی شما هم خیلی با صفایی ![]()
بهار خانم مهربون، من برات قالب که سهله قلبمو می دم
یه کم صب کن ، چون دارم روش کار می کنم![]()
خلاصه تو این یه هفته که نیستم خوش باشین و بخندین و با هم صفا کنین.
همتونو دوس دارم.![]()
یه بیت هم تقدیم به بهار
بهار آمد و شمشاد ها جوان شده اند ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پرنده های مهاجر ترانه خوان شده اند
بای بای![]()
نوشته شده توسط آریان در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386
لينك مطلب
بازگشت مجدد یک سامورایی ( )
سلام ،بازم برگشتم ،قول داده بودم که ننویسم و برم هاراگیری
،ولی بازم اومدم، شاید دلیلش فقط یه
بهار کوچولو
باشه که تو زمستان سرد این وبلاگ ،آهنگ اومدن خودشو با تمام وجود به صدا در آورده و از سردیش کم کرده.
حتما یه عده میگین شاید قرصامو نخوردم یا شاید یه عده فکر می کنین از اون روپوشای سفید که برعکس می پوشن تنمه، یه عده هم فکر میکنین از نردبانی چیزی افتادم سرم ورم داره هزیون میگم.عجله نکنین خودم همشو میگم،
خلاصه جونم براتون بگه که رونق دیگه ای داد به این حاجیتون که من باشم،این شد که من برگشتم حالا تا یه مدت دیگه هم برای دل خودم بازم می نویسم ببینم تا کی باطریام شارژ داره.
نوشته شده توسط آریان در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386
آخر خطه رفیق ( نظرات من )
امروز به این نتیجه رسیدم که وبلاگ نویسی بی فایده س. پرونده شو همینجا می بندم مگه اینکه بهم
بگین چرا نباید پرونده شو ببندم و به صراط مستقیم هدایتم کنین.
خیلی کسل کننده ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه س![]()
ببندم نبندم ببندم نبندم ببندم نبندم ببندم نبندم ببندم نبندم ببندم نبندم ببندم نبندم ببندم نبندم ببندم نبندم ببندم نبندم ببندم نبندم ببندم نبندم ببندم نبندم ![]()
![]()
سنگ کاغذ قیچی -سنگ کاغذ قیچی-سنگ کاغذ قیچی - ...
پالام پولوم پلیم -پالام پولوم پلیم -پالام پولوم پلیم -....
اصلا وقتی آدم مخاطب نداره خیلی بده
منم خسته شدم خدایا معجزه ای کن و یه همفکر برسون ![]()
نوشته شده توسط آریان در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386
جوانی بر مسلخ هویت ( جامعه ما )
جوانی کم سن و سال ، با کلاه بوقی بر سر و چوب در آستین.لباس دلقکی قرمز هم به تنش.یه نوشته ای هم که با خط خرچنگ قورباغه روش نوشته شده
"شرور فراری معروف به خرمل جزو دسته اراذل و اوباش" .مضحکه خاص و عام.بعضیا با ترس و دلهره نگاش میکردن و نیش خیلیلا باز بود و یه عده هم با موبایلاشون ازش عکس میگرفتن .
عدالت اجرا شد و حق به حقدار رسید.![]()
فکر می کنید داخل شهر کرمانشاه از این دسته آدما چند تا هست؟ آیا این گنده لاتشون بود؟آیا با نشون دادن این به مردم و مضحکه اون و گرد شهر چرخوندنش همه چی حل شد؟ آیا یه آدم عقده ای دیگه به جمع عقده ای ها اضافه نشد که فردا ازش یکی مثل اصغر قاتل در بیاد؟جواب همه این سوالا معلومه.به جای اینکه چشمه رو خشک کنیم میاییم تو مسیر آب خاک میریزیم.
آب راهشو از رو خاکا پیدا می کنه و قطعا اینبار به بیراهه هم کشیده میشه چون راهشو ما کور کردیم.تو جامعه از این کج اندیشی ها زیاده و این درمان درد نیست.
قضاوت با شما..
نوشته شده توسط آریان در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386
شعری زیبا از عشقی زیبا ( دوستی و رفاقت )
دستمال کاغذي به اشک گفت قطره قطره ات طلاست

نوشته شده توسط آریان در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386
دوستی بعد از تاهل ( جامعه ما )
تاهل یه جور تعهده.اینو همه میگن.ولی همه پایبندش نیستن.بیش از ۵۰ درصد مردای ایران اول از صفر
شروع کردن. یه زن خوب رو زمانی گرفتن که آس و پاس بودن.زنه از خودش و از جوونیش و آرزوهاش مایه گذاشت و یه بال زندگی رو به حرکت درآورد.مرده هم بال دیگه رو . زندگی رفت و رفت و رفت تا اینکه به رفاه نسبی رسیدن.مرده پولدار شد.یه ماشین خرید و یه خونه ۸۰ متری. حالا تازه یه چیزایی یادش اومد.![]()
اِ منم هستم که پس تا حالا کجا بودم؟زنم چقدر تکراری شده برام. منم که پولدارم ماشینم دارم.و میره دنبال عشق خیابانی یا اداری یا مغازه ای اش؟![]()
این سناریوی تعداد کثیری از مردای ایرانه.تا شلوارشون دوتا میشه فکر داشتن دوست دختر جوون می افتن.اونایی که خیلی قاطی دارن می رن زن دوم می گیرین(خاک). و زن اولشونو می زارن تو بهت و ناباوری!! اوناییم که کمی باکلاس تر تشریف دارن با یه دختر که معمولا با اولین بوق سوار میشه گرم میگیرن و از اینکه تحویل گرفته می شن خیلی خوشحالن.تو نگو که هدف دختره از این ارتباط کاملا معلومه و پول این بدبختو می خاد. اینم تیشه میزنه به ریشه عشق دوران نداریش و نهایتاْ می افته تو دام رابطه جنسی جدید و غیر اخلاقی.
سناریوی تلخیه ولی باید باورش کرد و براش فکر چاره بود.
نوشته شده توسط آریان در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386
دوستی بین دو جنس مخالف-انگیزه ها و هدفها ( دوستی و رفاقت )
انگیزه واقعی یه پسر و دختر از دوستی واقعا چیه؟
ببینین تا حالا دیدین که نیروی انتظامی به دو تا پسر که رو یه نیمکت تو یه پارک نش
ستن و دارن همو نیگاه می کنن و یا همدیگه رو وقت خداحافظی می بوسن یا می خندن یا با هم کشتی میگیرن گیر بده؟![]()
همین مطلب واسه دو یا چند تا دخترم صادقه.با هم سینما برن تفریح کنن بخندن ببوسن همو و همدیگه رو نیشگون یا قلقلک بدن و از سرو کول هم بالا برن واسه جامعه و پدر مادرا طبیعیه.
تا اینجا رو داشته باشین. حالا خنده دار وقتیه که یه پسر با یه دختر دوس میشه.پسره در اولین و دومین ملاقات با کلاس بازی در میاره و دختره هم همینطور.در ملاقات سوم پسره دستشو میزاره رو دست دختره .چرا؟ چون می خاد تجربه جدید داشته باشه و داشتن این احساس مدتیه براش یه آرزو شده. دختره دستشو پس میکشه .پسره دوس داره انگشتای دختره رو به لباش نزدک کنه و ببوسدشون.
دختره باز نمی زاره.پسره خوب نباید بره زن بگیره بدبخت تا بخواد این حس و حالو داشته باشه.دختره میگه :من خوشم از این اطوارا نمیاد و خیلی زشته و واقعاً که و غیره و غیره و غیره.پسرم کنف میشه راستشو بخای
.
خوب حالا یکی نیست به این دختره بگه آخه دختر خانوم عزیز.شما چه مشکلی با دوستای دخترتون داشتین ؟ آیا به اندازه کافی آزاد نبودین؟آیا از وجود هم لذت نمی بردین؟می بردین دیگه؟ پس سوال اینجاست:آیا تنها دلیلی که تو رو به سمت این پسر کشیدهمون تفاوتاتون نیست؟هست دیگه. دوتاتون دیدین که نیمه گمشدتون یه جای دیگست.حالا دوتاتون راه افتادین دنبالش تا پیداش کنین.تا ازش لذتی بیشتر از اون چیزی که قبلا می بردین ببرین.پس دلیل این همه ناز و ادا چیه؟
حتما دخترا میگن ما می خایم پاک بمونیم.پس لطف کن کنج خونه بمون تا یکی بیاد سراغت باهاش ازدواج کن و برو.پس حق نداری دوست انتخاب کنی.تو باید همون طریقه سنتی رو بری. گوشه خونه موندن و به اولین یا دومین خواستگار جواب مثبت دادن.
پس حساب این دختر از بقیه جداست.من منظورم در یک جمله اینه:
یا مکن با پیلبانان دوستی یا بنا کن خانه ای در خورد پیل
نوشته شده توسط آریان در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386
رابطه دوستی-برنده یا بازنده؟ ( دوستی و رفاقت )
خورده حالا می خوام اینجا یه مطلبی رو که همیشه ذهنمو به خودش مشغول میکنه بنویسم و اونم اینه که:
نوشته شده توسط آریان در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386
بی حرمتی به نام حرمت!!! ( جامعه ما )
ای دوست سلام ( )
سلام،همین!!!
کمه؟
سینش یعنی :سادق باش!!!!![]()
لامش یعنی: لبو (چه ربطی داشت؟)
الفش یعنی:ارادتمندیم
میمش یعنی: ما بیشتر!!!
دیدی چه پربار بود همین سلام.حالا باش تا بقیه شو بگم.
نوشته شده توسط آریان در شنبه هشتم اردیبهشت 1386
مطالب پیشین
![]()
